می شود این رمضان موعد فردا باشد؟
آخرین ماه صیام غم آقا باشد؟
می شود در شب قدرش به جهان مجده دهند:
که همین سال ظهور گل زهرا باشد؟
بین کسانی که به راستی حقیقتی را باور دارند وآنان که مدعی باور داشتن چیزی هستند تفاوت از زمین تا آسمان است، مانند تفاوت عشق تا شعار.
عشق آسمانی است و عشق ورزیدن کار اهالی آسمان!
شعار زمینی است و شعار دادن حرفه ی زمینی ها!
منتظران واقی به امامشان عشق می ورزند.
مدعیان انتظار ، تنها شعار می دهند
منتظران واقعی در پی اصلاح وضعیت موجودند
مدعیان انتظار ، ، هر نوع اصلاحی را محکوم می کنند
منتظران واقعی تلاش می کند تا موانع ظهور را بشناسند و آنها را بر طرف کند
مدعیان انتظار ، منتظر می مانند تا امام غایبی بیاید و امور را به صلاح آورد .
منتظران واقعی، انتظار را تکلیف و رسالت می دانند
مدعیان انتظار ، برای رفع تکلیف منتظرند.
منتظران واقعی با نشاطند و امیدوارانه به آینده می نگرند.
مدعیان انتظار ، مایوس اند و دل خسته.
منتظران واقعی، زندگی فردی و اجتماعی خود را بر اساس آنچه
در انتظار اویند سامان می دهند
مدعیان انتظار ، نه در زندگی فردی و نه در زندگی اجتماعی خود هیچ تاثیری
از آنچه انتظارش را می کشند نمی پذیرند .
منتظران واقعی برای استقرار عدالت تلاش می کنند
مدعیان انتظار ، استقرار عدالت را موکول به ظهور منجی غیبی می دانند
منتظران واقعی در مقابل ظلم و فساد ایستادگی و مبارزه می کنند
مدعیان انتظار ، با عواملل فساد و ظلم تنها در دل مخالفت می کند نه در عمل
منتظران واقعی تلاش می کند تا حکومت های باطل را براندازند
و خود زمینه ساز حکومت عدل وا یمان گردند
مدعیان انتظار ، اساسا هیچ حکومتی در زمان غیبت را حکومت حق نمی داند و معتقدند
باید منتظر شد تا خود امام بیاید و حکومت کند .
منتظران واقعی، امر به معروف و نهی از منکر می کنند که
سنت همه صالحان عالم است
مدعیان انتظار ، نسبت به دیگران بی تفاوتند
منتظران واقعی نگران سرنوشت خود و جامعه هستند
مدعیان انتظار ، به سرنوشت خود و جامعه نمی اندیشند و اقدام جدی ای
در عرصه های اجتماعی و اصلاحی نمی کند .
منتظران واقعی ، در برابر آزارها و تکذیب ها مقاومت می کنند.
مدعیان انتظار ، آنقدر محافظه کارند که مورد آزار و تکذیب قرار نمی گیرند.
امید است که ما جزء منتظران واقعی حضرت باشیم – ان شاء الله
برای کسانی که تحولات سیاسی دهه ۷۰ در کشور را به درستی نشناختهاند همواره این سؤال مطرح است که ریشه حادثه ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ چه بود و آیا تعطیلی یک روزنامه آنقدر اهمیت داشت که به تبع آن غائلهای آنچنانی اتفاق بیفتد و حتی مقدم بر آن، آیا درج یک سند طبقهبندی شده وزارت اطلاعات که مسئولان روزنامه سلام از طبقهبندی آن آگاهی داشتند، آنقدر اهمیت داشت که هزینه تعطیلی روزنامه و حوادث پس از آن را پذیرا باشند.
مروری اجمالی بر آن حوادث بیانگر این است که اگر در حوادث پس از انتخابات دهم «تقلب اسم رمز آشوب بود» در آن غائله نیز اقدام برنامهریزی شده مدیرمسئول روزنامه سلام در درج سند محرمانه وزارت اطلاعات نقطه آغاز آن فتنه بود. بعد از درج سند وزارت اطلاعات در روزنامه سلام مورخ ۱۶/۴/۱۳۷۸ موسویخوئینیها مدیر مسئول آن در دادگاهی که پس از آن تشکیل شد مدعی شد که آن نامه از طریق نمابر به روزنامه رسید و من از منبع آن اطلاعی نداشته و پس از درج در روزنامه هم آن را در سطل زباله انداختم! وقتی قوه قضائیه بعد از ظهر آن روز براساس قانون مطبوعات اقدام به توقیف روزنامه سلام کرد، فردای آن روز (۱۷/۴/۱۳۷۸) سعید حجاریان تیتر اصلی روزنامه صبح امروز را اینگونه نگاشت که «آیا کسی میتواند هزینه تعطیلی روزنامه سلام را بپردازد» و کمتر از ۲۰ ساعت پس از انتشار این پیام غائلهکوی دانشگاه آغاز میشود و در حالی که در ماجرای آن شب کوی دانشجویی کشته نشده بود، صبح روز ۱۸ تیرماه تمام دانشگاههای کشور سیاهپوش شده و تصویر ۲۶ نفر که گردانندگان حادثه مدعی شده بودند که در ماجرای کوی کشته شدهاند به عنوان «شهید دانشجو» به سراسر کشور مخابره میشود تا هسته اصلی فتنه و هیجان اجتماعی مورد نیاز متکی بر این «دروغ» شکل بگیرد؛ غائلهای که محوریت آن مسئولان وقت وزارت علوم، وزارت کشور و … بودند.
دو فتنه ۱۸ تیرماه ۷۸ و فتنه بعد از انتخابات دهم، هر دو به لحاظ زیربناهای فکری، سیاسی و فرهنگی مشترک و عناصر حلقههای کیان، سلام، ملی- مذهبیها و سازمان مجاهدین عاملان اصلی بودند، اگر چه در فتنه بعد از انتخابات تجربه آنها بیشتر شده و حساب شدهتر عمل کردند چرا که در غائله ۱۸ تیرماه گردانندگان ماجرا ادعای دفاع از امام رحمه الله علیه و ارزشها و … را نداشتند بلکه در بیان مواضع ضددینی و ضد انقلابی خود و دفاع از مبانی سکولاریسم که در پوشش گفتمان توسعه سیاسی آن را نهادینه کرده بودند، ابایی نداشتند، اما این بار و در فتنه بعد از انتخابات، منافقانه دم از امام رحمه الله علیه و انقلاب و ارزشهای دینی زدند. در فتنه ۱۸ تیرماه ۷۸ امکانات دولت وقت سید محمد خاتمی در اختیار آشوبگران بود؛ از امکانات وزارت علوم و وزارت کشور و موبایلهای سازمان حفاظت محیط زیست وقت گرفته تا اطلاعات طبقهبندی شده حساسترین مراکز امنیتی کشور در خدمت غائلهسازان بود به گونهای که حتی کوکتل مولوتفهایی که علیه نیروی انتظامی و مردم بیگناه به کار میرفت همراه غذای متحصنین به داخل کوی دانشگاه منتقل میشد. اما بهرغم همه اینها فتنه تیرماه ۷۸ به دلیل نداشتن پایگاه اجتماعی و محدود شدن دامنه تحرکات به برخی از تشکلهای دانشجویی به سرعت رو به خاموشی گذاشت اگرچه لحظه تاریخی ۲۳ تیرماه نشان داد که گردانندگان غائله فاقد پایگاه مردمی هستند.
در تبیین تئوریک ابعاد جنگ نرم دشمنان علیه انقلاب اسلامی، جنگ نرم علاوه بر امکانات و ابزار خاص خود بر سه رکن اصلی استوار است، دشمنان بیرونی، بازیگران یا همان فعالان داخلی و بدنه اجتماعی و تحقق پدیده جنگ نرم منوط به آماده بودن این سه رکن در کنار هم است. تفاوت اصلی غائله ۱۸ تیر با فتنه بعد از انتخابات در این رکن سوم بود چرا که هم دشمن بیرونی و اراده آن و هم فعالان سیاسی یا گردانندگان داخلی جنگ نرم در هر دو فتنه مشترک بودند اما آنچه عاملان فتنه بعد از انتخابات را به پیروزی امیدوار کرده بود، چیزی بود که در عرصه اجتماعی و در کف خیابان نمود یافت.
شور و حال مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری که بینظیر و محصول مهندسی و مدیریت نظام برای ایجاد یک مشارکت حداکثری بود، این تصور را در میان عاملان داخلی جنگ نرم دشمن ایجاد کرد که با طرح دروغ و فریب تقلب در انتخابات قادر خواهند بود آن هیجان و شور اجتماعی را در صحنه حفظ کرده و در مقابله با نظام به کار گیرند و بالاخره این تلاش بیست ساله خود در براندازی نظام جمهوری اسلامی را با این ظرفیت اجتماعی تحقق بخشند که البته این بار نیز روشنگریهای مقام معظم رهبری و دیگر بزرگان نظام و آگاهی و بصیرت مردم بر اهداف فتنهگران غلبه کرد و آنچه برای سران فتنه باقی ماند رسوایی اجتماعی و عیان شدن سرسپردگی آنها در مقابل دشمنانی بود که از ابتدای شکلگیری انقلاب اسلامی همواره به دنبال فروپاشی نظام اسلامی ایران بودند.
عباس حاجی نجاری
پیش از آنکه بیاید ، هیچ خانه ای در دنیا ، ۵ معصوم را یکجا به خود ندیده بود . بیت ولایت منتظر آمدن کودکی بود که خداوند خبر شهادتش را قرن ها پیش از آن به پیامبران خود داده بود. حسین علیه السلام باید می امد تا تفسیر تشبیه محمد و علی – صلوات ا…علیهما و الهما- به موسی و هارون –علیهما السلام – کامل شود و جبرئیل به امر پروردگار ، نام دو مین فرزند هارون را به پیامبر(ص) ابلاغ کند و رسول خدا ، پنجمین شاخه دسته گل کسا را –به زبان عرب – (حسین ) بنامد.
ای دلنواز، قاری قران خوش آمدی
در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی
ای العطش ، ترانه قبل از ولادتت
مادر بفدات! با لب عطشان خوش امدی
نمی خواهم در موسم ولادت این بزرگوار روضه بگویم ، اما ولادت ابا عبدا… داستان دیگری است و پیامبر (ص) در ولادت سید الشهدا گریسته و گریانده است . اسما بنت عمیس ، یار ومددکار حضرت زهرا سلام ا.. علیهما می گوید: وقتی حسین (ع) به دنیا آمد ، او را در پارچه سفیدی پیچیدم و خدمت رسول ا… (ص) بردم . حضرت ، کودک را در دامن گذاشت و گریه کرد.
عرض کردم : چرا گریه می کنید؟ این کودک که تازه به دنیا آمده است . فرمود: گروهی شورشگر او را می کشند که خدا آنان را به شفاعت من نرساند.
میلت ، لبن ز دست پیمبر مکیدن است
ای جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدی
اینجا مدینه است ، سرآغاز کربلا
شش ماهه آمدی ، چه شتابان ! خوش آمدی
فطرس ، ملکی بود که به سبب تا خیر در اجرای فرمان الهی ، به جزیره ای در زمین تبعید شده بود و قدرت پر کشیدن نداشت . التماس دعایش را با جبرئیل ، که به همراه فوجی از ملائکه برای تبریک به پیامبر (ص) آمده بود به محضر رسول خدا فرستاد. جد مهربان تازه مولود مدینه ، از خداوند خواست تا به حق حسین (ع) آزادش کند و فطرس بال در آورد وبه خود می بالید که: کیست چون من که آزاد شده حسین بن علی ام؟
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند
ولی برای پریدن زمانمان دادند
خبر دهبد دوباره به بال فطرس ها
مجال پر زدن آسمان مان دادند
به احترام ، ملائک امانت حق را
به دست فاطمه ی مهربانمان دادند
بدون واسطه امشب کنار سجاده
تمام حسن خدا را نشانمان دادند
قسم به بوسه ی لب های سبز پیمبر
برای بردن نامت زبانمان دادند
امشب ، شب تولد شهادت است داستان کربلا از همین امشب آغاز می شود تا در عاشورا کسی بهانه بی خبری نداشته باشد
توآسمان بلندی و ما کبوترها
نمی رسند به بالای بامتان پرها
بدون بردن نام تو بی نتیجه بود
توسل سر سجاده ی پیمبرها
شریعت از سخن تو حیات می گیرد
تویی که جاذبه بخشیده ای به منبر ها
تو مثل کعبه سیار آسمان بودی
که در طواف تو بودند جمله ی سرها
اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام فی دنیا و الاخره
*************
بیایید امشب به برکت این شب عزیز از خدا بخواهیم که مارا با مقام محمود حضرت سید الشهدا بیشترآشنایمان کند و زندگی ومرگ ما را زندگی ومرگ محمد و ال محمد قرار دهد.
ان شاءالله.
به جز حسین مرا ملجآ و پناهی نیست
در این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست
ره نجات حسین است و دوستی حسین
به سوی حق جز از این طریق راهی نیست
منبع: آرشیو روز نامه خراسان
از حرا آیات رحمن و رحیم آمد پدید / با نخستین حرف،قرآن کریم آمد پدید
صوت”اقرا ء باسم ربک” می رسد بر گوش جان / یا که از غار “حرا”خلق عظیم آمد پدید
نغمه “یا ایها المدثر”از جبرئیل مبین / یک جهان رحمت به ما از آن کلیم آمد پدید
بانگ توحید است از هرجا طنین افکن به گوش / فانی اصحاب شیطان رجیم آمد پدید
سید امی لقب بر دست قرآن می رسد / یا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدید
قصه لولاک باشد شاهد گفتار من / یعنی امشب عالم راز قدیم آمد پدید
در حرا بر مصطفی(ص) امشب شد از حق جلوه گر / آنچه اندر طور سینا بر کلیم آمد پدید
نغمه ا… اکبر از حرا تا شد بلند / بت پرستان را به تن لرزش زبیم آمد پدید
گر قریش اورا یتیمی خواند اما در جهان / بس شگفتی ها از این در یتیم آمد پدید
منجی نوع بشر دارای آیات مبین / صاحب خلق خوش و لطف عمیم آمد پدید
گفته “ما اوذی مثلی”به عالم روشن است / پیشوای خلق با قلب سلیم آمد پدید
بود اگر باغ جهان پژمرده از توفان جهل / حال بر این بوستان خرم نسیم آمد پدید
گشت مبعوث آنکه عالم زنده شد از کیش او / فاش گویم محیی عظم رمیم آمد پدید
حب و بغض او نشانی از بهشت و دوزخ است / قصه کوته،صاحب نار و نعیم آمد پدید
زد تفأل”ثابت”از قرآن به نام مصطفی /حرف “بسم الله الرحمن الرحیم “آمد پدید
ثابت خراسانی
به صبح روز رهایی قسم ، که می آید
به لحظه های نهایی قسم ، که می آید
به مرگ هر چه پرستو ، به جان لحظه کوچ
به سوز روزجدایی قسم ، که می آید
به شب نشینی مهتاب های زندانی
به آفتاب طلایی قسم ، که می آید
تقدیم به زینب کبری(س) بانوی عفاف
سلام علی قلب زینب الصبور…
باران ولایت دیگر بار، هر چه زلال تر باریدن گرفته، حسین(ع) می بارد و زینب(س) این بارش سرشار را سامان می دهد و من به التماس آموختنی هزار باره می گویم: «سلام علی قلب زینب الصبور» این سلام آغاز، طلب من است از استاد معظم حضرت زینب(س). چه اینکه او نیز برای آموختنم نه اراده که قیام نمود و من با اشکهایم، فهم حقیقی نور را از او خواستارم.
این بازگویی محتوای دعوت و عنوان دعوت گزاره «حجاب» است.
بسیار از آنچه با حضرتش بودند، در کربلا و عاشورا از وی گسستند؛ اما عجب است که حجاب را هماره با خویش می کشاند حتی اگر سلامت جسمش هم رو به جراحت نهاده باشد اما گویی تحت هیچ شرایطی حتی حجاب، خود نیز جرأت گسستن از بانوی ولایت را ندارد.
بیشتر گوش می سپارم، می شنوم و می بینم که در این وانفسای عاشورا، گویی حقیقتی بزرگ فریاد می شود که: حجاب اعتبار نیست؛ حجاب زاده ذهن بشر نیست؛ حجاب پیام خداست؟ قول و فعل و تقریر فرستاده خداست.
و زینب(س) سفیر خداست و حامل پیام مهم حجاب.
زینب(س) شهره به عزتی آسمانی، بانویی است در میان حجاب، حجابی در نهایت کمال.
زینب(س) عزیزه خداست در میان بندگان خدا. زینب(س) بانویی است از ملکوت و جریان ملکوت است در پهنه زمین، گویا خدا خواسته با حضور عزتمندانه زینب در عاشورا – از سویی- و اراده کردنش در کاروان اسرا – از سویی دیگر – و گداختنش به داغهای مکرر، به زنان زمین بفهماند که زینب و زن اگر عزیز است، به توانمندی و هدایتگری و مدیریت و تدبیر است و نه تنها به جمال ظاهر و زینت دنیایش، چه آنکه زینب بی زینت ظاهر، زینت پدر و حامی ولی زمان و مدیر و صحنه گردان عاشورا شد.
اگر زینب علی(ع) همواره حجاب دارد، دلیل خوبی است برای پی بردن و رابطه ای حقیقی – و نه اعتباری- بین حجاب و زینت بخشی زن صاحب حجاب برای مردان بزرگ تاریخ که زینب با حجاب و از پس پرده، زینت بزرگترین و شریفترین مرد عالم شد.
اگر عقیله بنی هاشم در اوج عقلانیت و در طول حیات عقلانی خویش از حجاب خویش جدایی ناپذیر می نماید به قطعیت می توان گفت: حجاب، حکم عقل سلیم است و نه صرفاً حاصل ذوق بشر. از معیت بانوی عزت و حجاب نیز می توان فهمید حجاب علت عزت زن است. این گونه شد که برایت نوشتم حجاب اعتبار نیست، مولود ذهن ناتوان انسان نیست. هویت حجاب، واقعی است؛ واقعیتی مقدس.
حجاب دارای ثمرات حقیقی است و عرفان از ثمرات آن است و زینب(س) مظهر تجلی این عرفان است. حجاب پیامی است آشکارا برای چشمان اغیار که : ورود در این حریم ممنوع! و در نتیجه این ممنوعیت، زن، در حصن حصینی مستقر خواهد شد و به سوی آسمان : و نه به سوی دیگران: اوج خواهد گرفت.
حجاب خلوت زن است از حضور بیگانگان هر چند که چون روز عاشورا، نامحرمان تا یک قدمی ات آمده باشند. حجاب، مطلوب و خواسته قلب انسانی توست اگر توفیق جست وجوی ریشه هایش در اعماق قلبت را یافته باشی.
حجاب قاعده عالم هستی است برای استواری زن و من خواندم که امیر المومنین(ع) مربی حضرت زینب(س) به پسرش امام حسن(ع) چنین می نویسد: «…و اکفف علیهن من ابصارهن بحجابک ایاه ن فا ن بشده الحجاب ابقی علیه ن …» (نهج البلاغه، نامه ۳۱) پس شاید بتوان گفت رمز صلابت و استواری و سلامت زینب(س)، حجاب کامل و پیام رسان اوست.
او مظهر صفات جلالی حیدر است
یعنی به راحتی به کسی سر نمی دهد
زینب همان کسی است که در راه عفتش
عباس می دهد نخ معجر نمی دهد
حُسنیه آقام على لو
در هنگام ولادت حضرت عیسی (ع) ، وقتی که درد زایمان بر حضرت مریم دربیت المقدس مسطولی می شود ، ندا می آید که ، ای مریم از اینجا خارج شو ، چرا که اینجا محل عبادت است نه محل ولادت ، ولی در مورد فاطمه بنت اسد (ع) نه تنها خداوند متعال ایشان را خارج نمی کند ، بلکه دیوار خانه خویش را بر روی وی می کشاید . و مهم تر اینکه به ایشان نمی گوید ، ای فاطمه بنت اسد ، برو و از درب خانه کعبه وارد شو ، نه نمی گوید ، بلکه درب دیگری را به روی ایشان می کشاید ، به نام مستجار ، که رو به روی درب خانه کعبه می باشد و امروزه شیعیان به هنگام طواف ، خویش را به آن نقطه می رسانند و علیرغم مخالفت وهابیون ، جسم خویش را به این مکان معطر می نمایند .
این نکته در مورد ولادت حضرت علی (ع) ، که گویای جایگاه و عظمت آ ن حضرت (ع) می باشدرا هرچند که دشمنان سعی کردند ، تا این معجزه الهی را هم مانند غدیر خم محو نمایند نتوانستندچرا که اخیراً کشف شده این شکاف هر سال در روز ۱۳ ماه رجب ترک بر می دارد و حکومت عربستان سعودی سعی می کند این حقیقت را با ترمیم و تعمیر بپوشاند ، این حقیقت را با استفاده از عکس های گرفته شده ببینید.)
تعمیرات هر سال با سال دیگر آن متفاوت است و از تفاوت نوع سنگهای که به کار برده شده است کاملا می توان به این مسئله پی برد .
در رکن یمانی اثر ترک واضح و آشکار است
اکنون در این عکس ببینید که چگونه این قسمت مرمت شده تا معجزه الهی تولد و عظمت علی علیه السلام را بپوشانند
در این عکس انواع دیگری از مرمت را در سالی دیگری می بینید که سنگی مختلف از سنگ اصلی کعبه استفاده شده است . به رنگ سنگ و میخ ها توجه کنید
همانگونه که می بینید در اینجا میخ های آهنی و بسیار بلند و محکم نیز بکار رفته تا مانع از ترک خوردن سنگ ها شود
درنهایت هم پرده کعبه روی دیوارها کشیده می شود تا اثری از تعمیرات نمایان نگردد
**************************************
گویند حریم کعبه در داشته است
از سیزدهم رجب خبر داشته است
از شدت اشتیاق دیدار علی
دیوار حرم شکاف بر داشته است
(یا علی)
در تهیه عکسها از سایت ولی عصر(عج) استفاده شده است
|
به مناسبت فرارسیدن ۲۲خرداد و انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ و فتنه های بعد ازآن یکی از فتنه های پیچیده دوران حضرت امیر فتنه جمل بود که در دهم جمادی الاول سال ۳۶ توسط برخی صحابه با سابقه زمان پیغمبر(ص) به امیرالمومنین(ع) تحمیل شد و سرانجام این فتنه گران بودند که در گرداب خودساخته فرو رفتند. حضرت امیر(ع) در خطبه نهم نهج البلاغه پس از پایان جنگ می فرماید: «و قد ارعدوا و ابرقوا، و مع هذین الامرین الفشل، و لسنا نرعد حتی نوقع، و لا نسیل حتی نمطر » امام (ع) می فرماید: «آنها رعد و برقی نشان دادند ولی با این همه کارشان به سستی و شکست انجامید.» |
احسان آیتى
|
اول نامه به رسم همه، حمداً لک یا رب تعالی و تبارک و تقدس، که تویی صاحب هر نعمت و شوکت، وَ تویی فوق جلالت که همین بس به ثنایت که خدایی، وَ درود تو بر آنان که برای تو عزیزند: محمد، علی و فاطمه و آل مطهر که امامند و همانند که نورند و سلامند، همگی مکرمت و فیض وجودند، شهید و شهودند که شایستهترینند و گل سرسبد عصمت و دینند، پناه همه ی اهل زمیناند، چراغند و ضیاءند و ولاءند و امینند، سرشان آب حیات است و نشستن به در خانهشان راه نجات است و سخن گفتن از آنها حسنات است، سلام و صلوات است که شایستهی آنهاست. این نه مدح است که یک قطره ز دریاست و هر واژه تولاست، دلم در گرو مهر امامی است که عشقش همه دنیاست، جواد است و جگرگوشه ی زهراست، نهمین رهبر دل هاست، در اینه ی توحید دلاراست، چه نوری است خدا را، علم در محضر او پاکی و ایمان و عمل، جوهر او، عصمت و دین، مادر او، جود و سخا و کرم و لطف و صفا، کوثر او، جان رضا، نور خدا، واسطه ی فیض و عطا، پاک و مبارک پسری که حق داد رضا را. نام و خلقش نبوی، سیرهی او مصطفوی، نسل و تبارش علوی، رایحه ی باغ ولایت، نفس صبح هدایت، آفتابی که درخشیده به دامان پدر، سلسله ی شمش و قمر، وارث علم ازلی، بضعه ی زهرا و علی، من چه بگویم که مقامش به تصوّر نرسد، عقل فروماند و مبهوت شود، مو به مو، نکته به نکته، غزل معرفتش ورد زبان هاست، حذر و امن و امان هاست، آب و آئینه عطایش، همه جان ها به فدایش، سینهها صحن و سرایش، مرغ جان بال گشاید به هوایش، غم مظلومی او سوز دل اهل ولایش، مصحف اشک رثایش که در آن حجره دربسته، لبش تشنه و آه از نفس افتاد که از ناله ی او سوخت دل فاطمه در باغ جنان، بی وفا دختر مأمون که ستم را به نهایت برساند و گل معصوم خدا، خسته و مسموم، غریبانه فدا شد، ناله ز دل سوختم، آبم بده آبم بده. . . بیش از این اشک مجالم نده تا بنویسم که تنش را به لب بام نهادند و مرغان هوا بال بگسترده بر آن پیکر مظلوم و ملائک به مصیبت بنشستند و به غمنامه نوشتند روضه ی آن نور خدا را. |
پدید آورنده : جعفر رسول زاده
| د | س | چ | پ | ج | ش | ی |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « Aug | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 | |||
| د | س | چ | پ | ج | ش | ی |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « Aug | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 | |||